ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
144
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
استغفار كنى . اما هروعدهاى كه بدون شرط باشد ، درخواست تحقّق آن نارواست . بنابراين گفته نمىشود : پروردگارا وعدهء خود را محقّق ساز ! زيرا او وعدهاش را عملى خواهد كرد . تنها انجام كارى از وى درخواست مىشود كه ممكن است عنايت كند و ممكن است محروم سازد . 128 . پيروان نظريهء اصلح [ كه معتقدند خداوند همواره شايستهترين كار را انجام مىدهد ] اظهار داشتهاند : هنگامى كه مىگويى : خداوندا ، فلان چيز را روزىام گردان يا نسبت به فلانى چنين كن ، در اينجا لازم است كه در انديشه و اعتقادات اينگونه نيّت كنى : اگر اين كار خير و مطابق با حكمت تو باشد . 129 . عبد اللّه مىگويد : اين سخن كه مىگوييم : خدا حق است ، بدين جهت است كه در حقيقت هيچ چيز جز او شايستگى اين عنوان را ندارد . زيرا تنها او حق است و هرچيز ديگر تنها بهرهاى از حقيقت يافته است . حق تنها گفتار نيست و اگر در مورد انسان واژهء محقّ به كار مىرود بدين جهت است كه او از حق خبر داده است ؛ نه بدان جهت كه حق تنها در گفتار وجود دارد . * * * 130 . [ گروهى از متكلّمان ] گفتهاند : ايمان به خدا در حقيقت ، شناخت خداى عزّ و جل و آنچه او فروفرستاده و اعتراف به تمامى آنها و عمل كردن به وسيلهء اعضا و جوارح است . اما ديگران ايمان را شناخت تنها و بدون اعتراف و عمل دانستهاند . دستهء سوم ، آن را اعتراف به زبان همراه با اعتقاد قلبى در هنگام حصول معرفت و شناخت معنا كردهاند ، اما عمل با اعضا و جوارح را مصداق طاعت و فرمانبردارى برشمردهاند . 131 . دستهء اول [ در مقام استدلال ] اظهار داشتهاند : آدمى گاه با ترك عمل به وسيلهء اعضا و جوارح از جرگهء ايمان خارج شده ، فاسق و مورد نكوهش مىگردد ، و اين صفات با ايمان منافات دارد ، چه اينكه در هيچكس دو اسم ستوده و نكوهيده در كنار هم جمع نمىشود . اين بدان جهت است كه گويا حقيقت ايمان چيزى است كه باوجود آن نمىتوان كسى را ناپسند شمرد يا